همسایه ها برای دلداری نزد او رفتند و گفتند: ((چقدر بد شانسی که اسبت فرار کرد.)) پیرمرد پاسخ داد: ((معلوم نیست که این بد شانسی بوده یا خوش شانسی ؟ ))
همسایه ها گفتند: معلوم است که این بد شانسی است.
پس از یک هفته اسب کشاورز به مزرعه بازگشت و 20اسب وحشی را هم با خود به مزرعه آورد.
همسایه ها دوباره برای عرض تبریک آمدند و گفتند: چه خوش شانسی که هم اسبت برگشته و هم صاحب 20اسب دیگر شدی .
پیرمرد گفت:چه کسی میداند این خوش اقبالی است یا بد اقبالی؟
روز بعد پسر کشاورز در حالیکه سوار یکی از اسبهای وحشی بود به زمین افتاد و پایش شکست.
همسایه ها برای عیادت پسر آمدند و گفتند :چه بد شانسی که ......
و کشاورز گفت : چه کسی میداند این خوش شانسی است یا بد شانسی؟
همسایه ها عصبانی در جواب او گفتند:پیرمرد نادان معلوم است که این بد شانسی است.
هفته بعد سپاهیان به شهر آمدندو همه ی جوانان سالم را برای جنگ در جبهه های دوردست به خدمت بردند.
ولی پسر کشاورز به دلیل شکستگی پا در شهر ماند.
همه ی همسایه ها برای عرض تبریک نزد کشاورز آمدند و گفتند : چه خوش شانسی که پسرت به جنگ نرفت
و کشاورز گفت: کسی چه میداند؟
صرف تمام عمر خودبرای تشخیص اتفاقات خوب یا بد تلف کردن زندگی است.
خیلی وقت ها فکر میکنیم واقعه ای ناگوار و فاجعه آمیز است در حالیکه ماتنها یک درصد از ماهیت واقعی آنرا میبینیم.
هان مشو نومید چون واقف نیی از سر غیب
باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 21:3 توسط باران |
سحر نام تمام دختران دنياست
سحر جان نكاتي هست كه بايد بداني ، هرچند كه مي دانم مي داني پس هدف از اين نوشته فقط يادآوري دانسته هاي توست.
تمامي انسانها در طول كار و زندگي خود انتظاراتي دارند كه برآورده نشده است كه اغلب زمينه ساز ناخشنودي هاي آنان بوده است لذا درصدد برآمدم تا راهي را براي ارتباط بهتر با تو پيدا كنم پس تصميم گرفتم برايت نامه اي بنويسم .
تا آنجا كه مي دانم واقعيت مانند هوا مي ماند آن را نمي توان تغيير داد و بجاي صرف انرژي جهت مبارزه با واقعيتها بايد آن را بپذيري و به زندگي ات ادامه بدهي لذا براي اين كه موضوع را بيشتر برايت روشن كنم از مديريت فردي شروع مي كنم.
مديريت فردي :
همه ما براي زندگي خود برنامه منظمي داريم و اهدافي كه درذهن مي پرورانيم و تلاش مي كنيم كه به آنها دست پيدا كنيم لذا دقت كن كه نكات ذيل را به خاطر بسپاري
مي داني دخترم زماني كه مشكلات بروز مي كنند، اتفاقات غير منتظره رخ مي دهند ، وقتي در جاده اي هستي كه همه چيز سربالايي به نظر مي رسد ، وقتي پولت كم و بدهي هايت زياد است ، وقتي مي خواهي بخندي و آه مي كشي ، وقتي غم و عصه هايت زياد است و مي خواهد تو را به زير بكشد چه مي كني؟ آيا فرياد مي زني، آيا رها مي كني و مي روي در پي سرنوشت ، واقعا چكار مي كني؟
اگر لازم است كمي بياساي ولي تسليم نشو زيرا زندگي پر از فراز و نشيب هاي فراوان است و اين موضوعي است كه گهگاهي اتفاق مي افتد و چه بسيار كساني كه شكست خوردند در حالي كه با كمي مداومت مي توانستند پيروز شوند . تنها كساني موفقيت را درك كردند كه تسليم نشدند هرچند سرعتشان كم بود هرچند گامهاي ايشان كند بود زيرا آنان فقط به رسيدن فكر مي كردند رسيدن به آنجايي كه بايد مي رسيدند .
دخترم بايد بداني كه زندگي يك سفر است و هر بخش از آن يك سفر كوتاه اما در نوع خود كامل . از يك نويسنده ناشناس مي خواندم كه زندگي را اين گونه تفسير كرده بود كه چه سخت است رفتن و چه سخت تر از آن است كه پاهايت زخمي و كوله ات پر از مشكلات باشد ولي سخت تر از آن اين است كه نداني به كجا مي روي .
حتما ً سؤال خواهي كرد از كجا بدانم بايد كجا بروم. نمي دانم آيا كتاب آليس در سرزمين عجايب را خوانده اي يا خير ؟ آليس وقتي در سرزمين عجايب گم شد تقاضاي كمك كرد و گربه به او گفت به كجا مي خواهي بروي ، آليس گفت نمي دانم ، گربه گفت پس فرقي نمي كند به كجا بروي . پس دقت كن به كجا مي روي ، با كدامين پا مي روي و به كدام سو مي روي زيرا مسافري در شهري غريب بدون داشتن نقشه گم مي شود.
پس بايد مسير زندگي ات را مشخص كني ، هدفت از طي اين مسير زندگي چيست و اين را بدان كه هيچ ثروتي در تپه هاي قديمي يافت نمي شود ثروت در يك قدمي ماست خوشبختي در نزديكي ماست ، فقط بايد چشم باز كني و ببيني .
دقت كن چه عينكي از پيش داوري ها بر روي صورت تو قرار گرفته است ، اسير كدام رنگي و چه رنگي را براي ادامه مسير انتخاب كرده اي ، خشم ، نفرت ، جنگ ، صلح ، دوستي و يا آشتي ؟ آيا هيچ انديشيده اي كه كدام را انتخاب كرده اي و يا از كدام يك از آنها در حال استفاده هستي؟ قبل از هرچيز و هر انتخاب كمي استراحت كن تا بتواني در حين عبور از صخره هاي زندگي با فكر عمل كني تا به واهه هاي پر از آب و خوشبختي برسي . پس عجله نكن كمي بياساي و انديشه كن.
1- هدف خود را تعريف كن
2- هدفت را مجهول و مبهم نگذار و به روشن ترين شكل ممكن آن را براي آينده تعريف كن
3- اقدامات خود را در جهتي قرار بده كه به آن هدف برسي
4- كارهايي را كه براي رسيدن به اهدافت بايد انجام دهي ، مشخص كن
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 21:37 توسط باران |
دو روز مانده به پايان عمر تازه فهميد كه هيچ زندگی نكرده است، تقويمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود.
پريشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بيشتری از خدا بگيرد، داد زد و بد و بيراه گفت، خدا سكوت كرد، جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سكوت كرد، آسمان و زمين را به هم ريخت، خدا سكوت كرد.
به پر و پای فرشته و انسان پيچيد، خدا سكوت كرد، كفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سكوت كرد، دلش گرفت و گريست و به سجده افتاد، خدا سكوتش را شكست و گفت: "عزيزم، اما يك روز ديگر هم رفت، تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادی، تنها يك روز ديگر باقی است، بيا و لااقل اين يك روز را زندگی كن."
لا به لای هق هقش گفت: "اما با يك روز... با يك روز چه كار می توان كرد؟ ..."
خدا گفت: "آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند، گويی هزار سال زيسته است و آنكه امروزش را در نمیيابد هزار سال هم به كارش نمیآيد"، آنگاه سهم يك روز زندگی را در دستانش ريخت و گفت: "حالا برو و یک روز زندگی كن."
او مات و مبهوت به زندگی نگاه كرد كه در گودی دستانش میدرخشيد، اما میترسيد حركت كند، میترسيد راه برود، میترسيد زندگی از لا به لای انگشتانش بريزد، قدری ايستاد، بعد با خودش گفت: "وقتی فردايی ندارم، نگه داشتن اين زندگی چه فايدهای دارد؟ نميدانم !بگذار اين مشت زندگی را مصرف كنم."
آن وقت شروع به دويدن كرد، زندگی را به سر و رويش پاشيد، زندگی را نوشيد و زندگی را بوييد، چنان به وجد آمد كه ديد میتواند تا ته دنيا بدود، می تواند بال بزند، میتواند پا روی خورشيد بگذارد، می تواند ....
او در آن يك روز آسمانخراشی بنا نكرد، زمينی را مالك نشد، مقامی را به دست نياورد، شرکتی را تاسیس نکرد، اما ....
اما در همان يك روز دست بر پوست درختی كشيد، روی چمن خوابيد، كفش دوزدكی را تماشا كرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايی كه او را نمیشناختند، سلام كرد و برای آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد، او در همان يك روز آشتی كرد و خنديد و سبك شد، لذت برد و سرشار شد و بخشيد، عاشق شد و عبور كرد و تمام شد.
او در همان يك روز زندگی كرد.
فردای آن روز فرشتهها در تقويم خدا نوشتند: "امروز او درگذشت، كسی كه هزار سال زيست!"
زندگی انسان دارای طول، عرض و ارتفاع است؛ اغلب ما تنها به طول آن می اندیشیم، اما آنچه که بیشتر اهمیت دارد، عرض یا چگونگی آن است...
امروز را از دست ندهید، آیا ضمانتی برای طلوع خورشید عمر فردايمان وجود دارد!؟
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 0:52 توسط باران |
گاهي خداوند بركتي را پس ميگيرد تا در درك بهتر آن به شخص كمك كند. خداوند ميداند يك روح را چه سطحي ميتواند بيازمايد ... و هرگز از آن سطح فراتر نميرود. در چنين مواقعي هرگز نميگوييم ‹‹خداوند مرا ترك كرده›› اگر خداوند آزمون دشواري را بر ما تحميل كند، همواره الطاف كافي نيز نصيب ما ميكند - حتي شايد بيشتر از كافي - تا اين آزمون روبهرو شويم. هنگامي كه خود را دور از حضور خداوند مييابيم، بايد از خود بپرسيم: " آيا ميفهمم چگونه بايد از آنچه خداوند بر سر راهم قرار داده استفاده كنم؟"
+ نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 22:23 توسط باران |
الهی!
در شگفتم از آنکه کوه را می شکافد
تا به معدن جواهر دست یابد
و خویش را نمی کاود تا به مخزن حقایق برسد.
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 16:39 توسط باران |
با 7 سوال ساده شخصیت خود را کشف کنید! به سوالات زیر با دقت و صادقانه پاسخ بدهید و در پایان تعبیر پاسخ هایتان را مشاهده بفرمائید
و اما پاسخها:
1- دریا را با كدام یك از ویژگی های زیر تشریح میكنید؟
آبی تیره، شفاف، سبز، گلآلود
2- كدام یك از اشكال زیر را دوست دارید؟
دایره، مربع یا مثلث
3- فرض كنید در راهرویی راه میروید. دو در میبینید. یكی در 5 قدمی سمت چپ تان و دیگری در انتهای راهرو. هر دو در باز هستند. كلیدی روی زمین درست جلوی شما افتاده است. آیا آن را بر میدارید؟
4- رنگهای روبرو را به ترتیب اولویتی كه برایتان دارند بگویید . قرمز، آبی، سبز، سیاه و سفید
5- دوست دارید در كدام قسمت كوه باشید؟
6- در ذهنتان اسب چه رنگی است؟
قهوهای، سیاه یا سفید
7- توفانی در راه است. كدامیك را انتخاب میكنید: یك اسب یا یك خانه؟
1- آبی تیره : شخصیت پیچیده
سبز: آسان گیر و بیخیال
شفاف: به سادگی قابل درك
گلآلود: آشفته و سردرگم
2- دایره : سعی میكنید طوری رفتار كنید كه خوشایند همه باشد.
مربع: خودرأی و خود محور
مثلث: یك دنده و لجباز
(اندازه اشكال با خودخواهی و منیت شما ارتباط مستقیم دارد)
3- بله : شما آدم فرصت طلبی هستید
نه: آدم فرصتطلبی نیستید.
4- این سئوال، اولویتهای شما در زندگی را مشخص میكند.
آبی: دوستان/ روابط
سبز: شغل و حرفه
قرمز: شهوت و دلبستگی
سیاه: مرگ
سفید: ازدواج
5- میزان ارتفاعی كه انتخاب میكنید رابطه مستقیم با میزان جاه طلبی شما دارد .
6- قهوهایی: فروتن و خاكی
سیاه: غیرقابل پیشبینی، سركش، هیجانانگیز
سفید: برتر، مغرور، تاثیرگذار
7- این سئوال، اولویتهای شما به هنگام مشكلات را تعیین میكند.
اسب: همسر
خانه: فرزند
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 12:57 توسط باران |
روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت .
ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد.پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد .
مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد .
پسرک گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند .
پسرک گفت:”اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم .
“برای اینکه شما را متوقف کنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم “.
مرد بسیار متاثر شد و از پسر عذر خواهی کرد. برادر پسرک را بلند کرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گرانقیمتش شد و به راهش ادامه داد .
در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند !
خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند .
اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم، او مجبور می شود پاره آجری به سمت ما پرتاب کند...
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 0:0 توسط باران |
زندگی شما میتواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که میتوانید کارهای سادهای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که میتوانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است. هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود لذت ببرید. سلامتی: 1. آب فراوان بنوشید. 2. مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید. 3. از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده. 4. بااین 3 تا E زندگی کنید: Energy (انرژی)، Enthusiasm (شور و اشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی). 5. از مدیتیشن، یوگا، نماز و دعا کمک بگیرید. 6. بیشتر بازی کنید. 7. بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید. 8. روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید. 9. 7 ساعت بخوابید. 10. هر روز 10 تا 30 دقیقه پیادهروی کنید و در حین پیادهروی، لبخند بزنید. شخصیت: 11. زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمیدانید که بین آنها چه میگذرد. 12. افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید. 13. بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید. 14. خیلی خود را جدی نگیرید. 15. انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید. 16. وقتی بیدار هستید بیشتر خیالپردازی کنید. 17. حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید. 18. گذشته را فراموش کنید. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین میبرد. 19. زندگی کوتاهتر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید. 20. با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید. 21. هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما. 22. بدانید که زندگی مدرسهای میماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر میباشند. 23. بیشتر بخندید و لبخند بزنید. 24. مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد. 25. گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید. 26. هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید. 27. خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید. 28. زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید. 29. سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید. 30. اینکه دیگران راجع به شما چه فکری میکنند، به شما مربوط نیست. 31. زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمیآید، بلکه دوستان شما به شما مدد میرسانند، پس با آنها در ارتباط باشید. زندگی: 32. کارهای مثبت انجام دهید. 33. از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید. 34. خداوند درمانگر هر چیزی است. (ذکر خدا شفای هر دردی است.) 35. هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است. 36. مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید. 37. حتی بهترین هم میآید. 38. همین که صبح از خواب بیدار میشوید، باید از خداوند تشکر کنید. 39. بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.
جامعه:
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 20:30 توسط باران |
خدایا اگر من به تو بد کردم ، تو را بنده ای دیگر بسیار است . اگر تو با من مدارا نکنی مرا خدایی دیگر کجاست؟؟؟
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 21:55 توسط باران |
روزی تصمیم گرفتم كه دیگر همه چیز را رها كنم. شغلم را، دوستانم را،
مذهبم را و خلاصه تمام وابستگی های زندگی ام را !
به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خداوند صحبت كنم و اگر نتوانستم
دلیلی برای ادامه ی زندگیم بیابم به آن نیز خاتمه دهم !
به خدا گفتم: آیا می توانی دلیلی برای ادامه این زندگی برایم بیاوری ؟ و
جواب او مرا شگفت زده كرد.
او گفت: آیا سرخس و بامبو را می بینی ؟
پاسخ دادم : بلی.
خداوند فرمود: هنگامیكه درخت بامبو و سرخس را آفریدم، به خوبی از آنها
مراقبت نمودم. به آنها نور و آب و غذای كافی دادم. دیر زمانی نپایید كه
سرخس سر از خاك برآورد و تمام زمین را فرا گرفت اما از بامبو خبری نبود.
من از او قطع امید نكردم. در دومین سال سرخس ها بیشتر رشد كردند و زیبایی
خیره كننده ای به زمین بخشیدند اما همچنان از بامبوها خبری نبود. من
بامبوها را رها نكردم.
در سالهای سوم و چهارم نیز بامبوها رشد نكردند. اما من از آنها قطع امید نكردم.
در سال پنجم جوانه كوچكی از بامبو نمایان شد. در مقایسه با سرخس بسیار
كوچك و كوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بیش از 100 فوت رسید.
5 سال طول كشیده بود تا ریشه های بامبو به اندازه كافی قوی شوند. ریشه
هایی كه بامبو را قوی می ساختند و آنچه را برای زندگی بدان نیاز داشت را
فراهم می كردند.
خداوند در ادامه فرمود: آیا می دانی در تمام این سالها كه تو درگیر
مبارزه با سختیها و مشكلات خودت بودی در حقیقت ریشه هایت را مستحكم می
ساختی ؟ من در تمامی این مدت تو را رها نكردم همانگونه كه بامبوها را رها
نكردم.
هرگز خودت را با دیگران مقایسه نكن. بامبو و سرخس دو گیاه متفاوتند اما
هر كدام به نوبه خود به زیبایی جنگل كمك می كنند. زمان تو نیز فرا خواهد
رسید تو نیز رشد می كنی و قد می كشی !
از او پرسیدم : من چقدر قد می كشم.
در پاسخ از من پرسید: بامبو چقدر رشد می كند؟
جواب دادم : هر چقدر كه بتواند.
گفت: تو نیز باید رشد كنی و قد بكشی. هر اندازه كه بتوانی.
ولی به یاد داشته باش كه من هرگز تو را رها نخواهم كرد. و در هر زمان
پشتیبان تو خواهم بود !
پس هرگز نا امید نشو !
آنچه امروز یک درخت را تنومند، سایه گستر و پر ثمر ساخته است، ریشه
دواندن دیروز بذر آن در تاریکی های خاک بوده است. در هنگامه ی رنج های
بزرگ، ملال های طاقت فرسا، شکست ها و مصیبت های خورد کننده، فرصتهای
بزرگی برای تغییر، گام نهادن به جلو و تصوری برای خلق آینده ایجاد می
شود. ماموریت شما در زندگی بی مشکل زیستن نیست، بلكه با انگیزه زیستن و
امیدوار زیستن است ...
پس زندگی را باور کن همانگونه که هست، با همه دردها و رنجهایش، با همه
شادیها و غمهایش، با همه ملال ها و دلفریبی هایش، باهمه شکستها و پیروزی
هایش و با همه خاطرات تلخی ها و شیرینی هایش، و زندگی را دوست بدار و به
سرنوشت امیدوار باش، هر روز را با امید و ایمان به خدا و فردایی بهتر به
شب برسان، اینگونه باش تا زندگی برایت سهل تر و زیبا تر شود، یقین داشته
باش که از دید خداوند پنهان نخواهی ماند و همواره از مراقبت و همراهی او
نیز بی بهره نخواهی ماند ...
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 1:20 توسط باران |
| ||||||